تبليغاتX
درد دل باخدا

درد دل باخدا
*بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد ما چترمان خداست * 
کلبه دوستان

به نام خداوندي که داشتن او جبران همه نداشته هاي من است.
 مي ستايمش ، چون لايق ستايش است

سلام


پیامبر گرامی اسلام فرمودند :

حضرت حق برای برادرم علی (علیه السلام)

فضائلی را قرار داده است که قابل شمارش نیست.

هرانسانی یکی از فضائل او را بیان کند و

بدان معترف باشد پروردگار گناهان آینده و

گذشته اش را می آمرزد و هر انسانی یکی

از فضایل علی (علیه السلام) را بنویسد

تا زمانی که از آن اثری باقی است ملائکه

برای نویسنده طلب آمرزش می نمایند.

و هر کسی مناقب علی (علیه السلام)

را بشنود خداوند گناهانی را که از راه گوش

انجام داده است می بخشد ، هر انسانی به

یک نوشته ای که در فضیلت علی (علیه السلام)

می باشد نگاه کند معصیتهایی که از راه چشم

مرتکب شده است مورد عفو قرار خواهد گرفت.


مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد.غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی  صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .

مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد... چوپان ناگهان و بی مقدمه زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند ! بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کسی !!! صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .

سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .

خداوند پژواک کردار ماست

پ.ن. اول

امام جعفرصادق(ع)می فرمایند:

هر کس برادرم علی را در دیار اردهال زیارت کند مانند کسی است که


جدم سید الشهداء را در کربلا زیارت کرده باشد .


****************************************


27جمادی الثانی شهادت شهید اردهال


سلطان علی بن محمد باقر ع تسلیت باد

التماس دعا


[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:32 ] [ آبجی زهرا ]

به نام خداوندي که داشتن او جبران همه نداشته هاي من است.
 مي ستايمش ، چون لايق ستايش است

سلام

حضرت علي ع درنهج البلاغه مي فرمايند :

خدايابه توپناه مي برم كه ظاهر من دربرابر

 ديده ها نيكو،ودرونم درآنچه كه ازتوپنهان

ميدارم ،زشت باشد ،وبخواهم بااعمال ورفتاري

 كه توازآن آگاهي ، توجه  مردم رابه خود جلب

 نمايم وچهره ظاهرم را  زيبا نشان داده، بااعمال

 نادرستي كه درونم را زشت كرده به سوي

 توآيم، تا به بندگانت نزديك واز خوشنودي تودور گردم .


روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود،نگاهش به

مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می     

کرد.حضرت سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید

او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب

دریا بیرون آورد ودهانش را گشود.مورچه به داخل دهان او

 وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.حضرت سلیمان ع مدتی

 در این مورد به فکر فرو رفت وشگفت زده فکر می کرد.

ناگاه دید آن قورباغه  سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.

آن مورچه آز دهان و بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود

نداشت.حضرت سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید وسرگذشت او را

پرسید.مورچه گفت : ای پیامبر خدا در قعر این دریاسنگی تو

خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.خداوند

آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی

 او راحمل می کنم.خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون

آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.این قورباغه مرا به

 کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه

آن سوراخ می گذاردمن از دهان او بیرون آمده و خود را به آن

 کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز

 می گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است

وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به

بیرون آب دریامی آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او

خارج میشوم.حضرت سلیمان ع  به مورچه گفت :

وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او

 شنیده ای ؟مورچه گفت آری او می گوید :

ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر

این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت

 به بندگان با ایمانت فراموش نکن

التماس دعا

پ .ن اول

((ادامه مطلب میهمانان عزیز نتی  ))


ادامه درد دلهای من
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 8:52 ] [ آبجی زهرا ]

به نام مهربانترین مهربان هستی خداوند بی همتا

سلام


میلاد باسعادت حضرت فاطمه زهرا س مبارک

همچنین روز زن ومادر به همه عزیزان هم وبلاگیم مبارک

پیامبر اکرم ص می فرمایند:


هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد،

در بهشت بامن است، و هر کس با او دشمنی ورزد،

در آتش [دوزخ] است .


خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد

و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه

امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت

اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح

آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها

را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است

 پ.ن.

تومیدانی که من دلواپس فردای خودهستم .

مباداگم کنم راه قشنگ آرزوها رامباداگم کنم اهداف زیبا را

مبادا جابمانم از قطار محبت هایت دلم بین امید ونا امیدی میزند پرسه

میکند فریادمیشود خسته مراتوتنها نگذاری خداوندا!...


پ .ن دوم

آبجی های گلم این چندروز رومهمون دارم نمیام وب

میلاد حضرت زهراس وروز زن ومادر برهمه شما عزیزان مبارک

التماس دعا

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:50 ] [ آبجی زهرا ]
به نام خداوندي که داشتن او جبران همه نداشته هاي من است.
 مي ستايمش ، چون لايق ستايش است

سلام



امام علی (ع) می فرمایند:

هنگامیکه مقدمات نعمتها به شما می رسددنباله آن را به

واسطه کمی شکر گزاری از خود دور نسازید .


شغل مردی تمیز کردن ساحل بود. او هر روز مقدار زیادی از

 صدف‌های شکسته و بدبو را از کنار دریا جمع‌آوری می‌کرد.

و مدام به صدف‌ها لعنت می‌فرستاد چون کارش را خیلی زیاد

 می‌کردند.او باید هر روز آنها را روی هم انباشته می‌کرد و همیشه

 این کار را با بداخلاقی انجام می‌داد.

روزی، یکی از دوستانش به او پیشنهاد کرد که خودش را از شر این

کوه بزرگی که با صدف‌های بدبو درست کرده بود،‌ خلاص کند.

او با قدرشناسی و اشتیاق فراوان این پیشنهاد را پذیرفت.

یک سال بعد، آن دو مرد، در جایی یکدیگر را دیدند.

آن دوست قدیمی از او دعوت کرد تا به دیدن قصرش برود.

 وقتی به آنجا رسیدند مرد نظافتچی نمی‌توانست آن همه ثروت را
 
باور کند و از او پرسید چطور توانسته چنین ثروتی را بدست بیاورد.

مرد ثروتمند پاسخ داد: “من هدیه‌ای را پذیرفتم که خداوند هر روز

 به تو می‌داد و تو قبول نمی‌کردی!! در تمام صدف‌های

نفرت‌انگیز تو،مرواریدی نهفته بود!”

اکثر مواقع هدایا و موهبت‌های الهی در بطن خستگی‌ها و رنج‌ها

نهفته‌اند! این ما هستیم که موهبت‌هایی را که خدا عاشقانه

در اختیار ما قرار می‌دهد، ندانسته رد می‌کنیم!!!


پ.ن. اول

غرورهدیه شیطان است وعشق هدیه خداوند .افسوس که ما

هدیه شیطان را بهم می دهیم وهدیه خداوند راازهم پنهان میکنیم
پ.ن دوم

به خاطر بسپار همراهي خدا باانسان مانند نفس كشيدن است ،

آرام ،بي صدا وهميشگي

التماس دعا

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:7 ] [ آبجی زهرا ]

به نام آفریدگار دانا

سلام

امام صادق ع میفرمایند:

هرگاه دیدید كه بنده ای گناهان مردمان را جستجو

می كند و گناهان خویش را فراموش كرده است

بدانید كه او فریب شیطان را خورده است.

پیرمردی می‌خواست به دیدن دوستش برود اما وسیله‌ای برای رفتن

نداشت. یکی اسبی برایش آورد…

یکی دو روز اول، پیرمرد خوشحال از اینکه وسیله‌ای برای سفر گیر

آورده به اسب رسیدگی می‌کرد، غذا می‌داد و او را تیمار می‌کرد.

اما دو سه روز که گذشت ناگهان پای اسب زخمی شد و دیگر

نتوانست راه برود. پیرمرد مرهمی تهیه کرد و پای اسب را بست

و از او پرستاری کرد تا کمی بهتر شد.چند روزی با او حرکت کرد

اما این بار، اسب از غذا خوردن افتاد. هر چه پیرمرد تهیه می‌کرد

اسب لب به غذا نمی‌زد و معلوم نبود چه مشکلی دارد.

پیرمرد خودرا به این در و آن در می‌زد اما اسب روز به روز ضعیف تر و

ناتوان‌تر می‌شد تا اینکه یک روز از فرط ضعف و ناتوانی نقش زمین شد

و سرش به سنگی خورد و به شدت زخمی شد.

این بار پیرمرد در پی درمان زخم سر اسب برآمد و هر روز از او

پرستاری می‌کرد. روزها گذشت و هر روز یک اتفاق جدید برای اسب

می‌افتاد تا اینکه دیگر پیرمرد خسته شد و آرزو کرد ای‌کاش یک اتفاقی

بیافتد که از شر اسب راحت شود.آن اتفاق هم افتاد؛ مردی اسب را

دید و آن را از پیرمرد خرید، پیرمرد خوشحال شد… وقتی صاحب جدید،

سوار بر اسب دور می‌شد، ناگهان یک سوال در ذهن پیرمرد درخشید

و از خود پرسید: “من اصلا اسب را برای چه کاری همراه خود آورده

بودم؟!” اما هر چقدر فکر کرد یادش نیامد اسب به چه دلیلی همراه او

شده بود! پس با پای پیاده به ده خود بازگشت. مدت غیبت پیرمرد

طولانی شده بود. اهل ده که خیال می‌کردند پیرمرد از دیدار دوستش

برمی‌گردد، حال آن دوست را از او می‌پرسیدند! تازه پیرمرد به خاطر

آورد که به چه هدفی اسب را همراه برده و اهالی ده هم تا روزها بعد

تعجب می‌کردند که چرا پیرمرد مدام دست حسرت بر دست می‌کوبد

و لب می‌گزد!

 بسیاری از ما در زندگی محدود خود، مانند این پیرمرد،به چیزها

یا کارهایی مشغول می‌شویم که ما را از رسیدن به هدف واقعی‌مان

باز می‌دارد. ولی تا موقعی که مشغول آنها هستیم،چنان آنها را

مهم و واقعی تلقی می‌کنیم که حتی به خاطر نمی‌آوریم

هدفی غیر از آنها هم داشته‌ایم!

پ.ن اول

هفته بزرگداشت مقام معلم وروز معلم به

همه فرهنگیان مهربون ودلسوز مبارک باد

(مخصوصا همسر عزیز خودم )

التماس دعا

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:30 ] [ آبجی زهرا ]

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام

«پيامبر(ص) فرمودند: «همانا فاطمه پاره تن من است؛

او نور ديده و ميوه دل من است. آنچه او را غمگين كند،

مرا نيز غم‌زده مى‌كند و آنچه او را شاد سازد، مرا شاد مى‌كند.

او نخستين فرد از خاندان من است كه به من مى‌پيوندد...».


تورا به جان حسن دیدگان خود واکن


کمی به طفل حزینت بیا تماشا کن


بود مرا به جگر زخمی و تو ای مادر


کنون به گوشه چشمی بیا مداوا کن


ببین که زانوی غم در بغل گرفته علی


مرو زهوش نگاهی به سوی بابا كن


دگر مکن زخدا مرگ خود طلب مادر


فقط برای شفا دست خویش بالا کن


زسینه آه مکش خون تازه می آید


کمی به سینه مجروح خود مدارا کن

لعن الله قاتلی حضرت فاطمه الزهراس


شهادت مظلومانه خانم فاطمه الزهرا ((س))تسلیت باد


التماس دعا

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 11:55 ] [ آبجی زهرا ]

 به نام خدا

سلام

                      امام صادق ع می فرمایند:
              پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى
             مردم ازعدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت رواندارد.

خدا وجود دارد

مردی برای اصلاح سرو صورتش به آرایشگاه رفت و در حال گفتگوی

 جالبی  بین آنها در گرفت . آنها در باره ی موضوعات مختلفی صحبت

 کردند . وقتی به موضوع خدا رسیدند ، آرایشگر گفت :

 من باور نمی کنم خدا وجودداشته باشد .!! مشتری پرسید :

 چرا باور نمی کنی ؟؟

 آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی ، تا ببینی چرا خداوند وجود

 ندارد . به من بگو اگر خداوند وجود داشت آیا این همه مریض می شدند ؟

 بچه های بی سرپرست پیدا می شد ؟ اگر خداوند وجود می داشت ،

 نباید درد و رنجی وجود می داشت !نمی توانم خدای مهربان را تصور کنم

 که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد !

مشتری لحظه ای فکر کرد . اما جوابی نداد ، چون نمی خواست

جر و بحث کند،آرایشگر کارش را تمام کرد . و مشتری از مغازه

 بیرون رفت .به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد .

 در خیابان مردی را دید با موهای

 بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده . ظاهرش کثیف و ژولیده

 بود .مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت :

می دانی چیست ؟ به نظر من آرایشگرها وجود ندارند .

آرایشگر با تعجب گفت : چرا چنین حرفی می زنی ؟ من اینجا هستم .

 من آرایشگرم ! من همین الان موهای تو را کوتاه کردم .

مشتری با اعتراض گفت : نه آرایشگرها وجود ندارند !!

 چون اگر وجود داشتند ، هیچکس مثل مردی که بیرون است ،

 با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکره پیدا نمی شد .آرایشگر گفت :

 نه بابا آرایشگرها وجود دارند . موضوع این است که مردم به ما مراجعه

 نمی کنندمشتری تایید کرد : دقیقا نکته همین است خدا هم وجود دارد ! ! !

فقط مردم به او مراجعه نمی کنند . و دنبالش نمی گردند .

برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد .


پ.ن.

چنان زندگی کن که کسانی که تو را میشناسند

اما خدا را نمیشناسند ...

بواسطه ی آشنایی با تو ، با خدا آشنا شوند ...

پ.ن.دوم

ديدم که ز دل خدا خدا مي کردي

شکوه زجفا به مصطفا مي کردي

اي کاش شبي پس از دعاي همگان

از بهر شفاي خود دعا مي کردي


یافاطمه زهرا س

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 12:4 ] [ آبجی زهرا ]

به نام تنها خالق هستی

سلام 

مولاعلی ع میفرمایند:هرکس رابطه میان خود وخدارااصلاح کند.

خداوندهم رابطه اوبامردم رااصلاح میکند.


بهترین دوست...

پیرمردبه من نگاه کردوپرسید چندتادوست داری؟

گفتم چرابگم ده یابیست تا...جواب دادم فقط چندتایی

پیرمردآهسته ودرحالیکه سرش راتکان می دادگفت:

توآدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری

ولی درموردآنچه که می گویی خوب فکرکن

خیلی چیزهاهست که تو نمی دونی

دوست فقط اون کسی نیست که توبهش سلام می کنی

دوست دستی است که توراازتاریکی وناامیدی بیرون می کشد

درست هنگامی دیگرانی که توآنهارادوست

می نامی سعی دارند تورابه درون آن بکشند

دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تورارها کنه

صدائیه که نام تورازنده نگه می داره حتی زمانی که دیگران تو

رابه فراموشی سپرده اند امابیشترازهمه دوست یک قلب است

یک دیوارمحکم وقوی درژرفای قلب انسان ها

جایی که عمیق ترین عشق هاازآنجامی آید!

پس به آنچه می گویم خوب فکرکن زیراتمام حرفهایم حقیقت است

وفرزندم یکباردیگرجواب بده چندتادوست داری؟

سپس ایستاد ومرانگریست درانتظارپاسخ من بامهربانی گفتم

اگرخوش شانس باشم...فقط یکی وآن تویی

بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تومی سپارد

درتنهائیت توراهمراهی می کند ودرغمهاتورادلگرم می کند

کسی که اعتمادی راکه بدنبالش هستی به تو می بخشد

وقتی مشکلی داری آن راحل می کندوهنگامی که احتیاج به

صحبت کردن داری به توگوش می سپارد

وبهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد

غیرقابل تصوراست****

چقدرخداوند بزرگ است

درست زمانی که انتظاردریافت چیزی راازاونداری...

بزرگترین مهربانترین بخشنده ترین دوستت دارم لحظه ای

مارا به خودمان وامگذارآمین ...

پ.ن.

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 12:5 ] [ آبجی زهرا ]

به نام خالق بی همتا

سلام

رسول خدا (ص)فرمود (در شب معراج) داخل بهشت شدم دیدم

بر در آن نوشته شده است معبودی جز خدا نیست

(حضرت) محمد(ص) حبیب خداست (حضرت )علی بن ابیطالب(ع)

ولی خداست (حضرت) فاطمه (س) بنده خداست و (حضرت) حسن و

حسین (ع) برگزیده خدا هستند لعنت خدا بر دشمنان آنان باد.

هنگام صبح ، در بهترین ساعت روز  با خدای خود دیدار کردم،

حضور او چون طلوع آفتاب، قلبم را از شکوه و کبریایی خویش

لبریز کردو این حضور همچنان دوام یافت و او سرتاسر روز

با من بود و ما با هم در آرامش کامل  کِشتی راندیم

بر دریایی مواج و پُرآشوب؛

و دیدیم کشتی های دیگر را، شکسته و توفان زده،

در گرداب ها و تنگناهای سخت

و شگفتا از آن توفان که آنان را همه آشوب و تلاطم بود

و ما را همه آرامش و اطمینان!

پس با پشیمانی و افسوس

به صبح های دیگر اندیشه کردم

که من نیز چون دیگران

بی حضور "او" مهار کِشتی را رها کرده بودم

و تا شام در قهر امواج، گرفتار.

اکنون گمان دارم راز شگرفی را

از میانه آن رنج ها و سختی های پیشین دریافته ام

و آن راز این است:

"اگر خواهی تمامی روز خداوند با تو همراه باشد

باید او را صبحگاه طلب کنی"

پ.ن.اول

خدایا! نعمت عافیت مبداء همه نیازهاست...

و عاقبت به خیری مقصده همه نیازهاست...


بین این مبداء تا آن مقصد والا ترین نیازها دلخوشیست....


به بزرگیت سوگند آنرا به تمامه دوستانم عطا فرما.....


آمــــــــــــــــــــــــــین

التماس دعا



[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 18:47 ] [ آبجی زهرا ]

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام

حضرت زهرا س میفرمایند:


همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام

علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.


خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است،

چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند

که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند

و سپس پول خود را خرج می کنند

تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند

به گونه ای که نه درحال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد

و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت

چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنندتا بدانها عشق بورزد.

تنها کاری که می توانندانجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد

عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد

ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد

بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند

اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند

و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز

ببخشند.با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید

سپاسگزارم،

چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"

پ.ن.اول

هر وقت به بن بست رسیدم مطمئن بودم

كه خدا پشت دیوار منتظر من است

خـــــــــــــــــــــــدایا شکـــــــــــــرت

التماس دعا

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 11:13 ] [ آبجی زهرا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

* سلام خوش آمدید. *

من بودنم را در همان نگاه اول و همان

سلام اول متوقف كرده ام، آخر تمام

بودنت میان یك سلام وخداحافظ جای

گرفته است پس من به همان سلام

بسنده می كنم تاهیچ پایانی

در كار نباشد .

************************
پیامبر اعظم ص درسخنرانی غدیر فرمودند

بر حاضران بایسته است که این پیام الهی

مرابه غائبان برسانندوتا روز رستاخیزبر

پدران واجب است که آن را به فرزندانشان

یاد دهند،هوشیار باشید،سرآمد معروف

خواهی آن است که سخن مرا به درستی

در یابیدوبه آگاهی غائبان برسانید وآنان

را به پذیرش آن واداشته واز مخالفت با

آن باز دارید.چون امامت علوی فرمانی

است ازسوی خدا ومن برشما....

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خداقسم خدا را.

×××××××××××××

پیامبراکرم ص میفرمایند:

از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به

دعا حق خويش را از خدا ميخواهد

و خدا حق رااز حق دار دريغ نميدارد .

و

ای ابوذر از غیبت بپرهیز، زیرا غیبت کیفری

و مجازاتی شدیدتر از زنا دارد. گفتم:

ای رسول خدا، غیبت چیست؟ فرمود:

چیزی درباره ی برادرت بگویی، که برایش

ناخوشایند است. گفتم: ای رسول خدا،

اگر چه آن چه گفته می شود در او باشد؟

فرمود: بدان اگر آن چه می گویی در

او باشد،غیبت است و اگر درباره اش

چیزی بگویی،که در او نباشد

به او تهمت زده ای.


***************************

پروردگارا ، به من قلبی فرمانبردار،

گوشی شنوا ، ذهنی هوشیار ،

و دستانی ساعی عنایت فرما تا بتوانم

تسلیم رضایت گردم و آنچه را که به کمال

برایم خواسته ای بر دیده منت بپذیرم.

خدایا ، بر تمام عزیزانم برکت و

بهروزی عطاکن و صلح و دوستی

وآرامش برقلوب انسانهاحاکم گردان

آمین ...التماس دعا